سلسله مطالب من 13

دنیای ما آدما خیلی تکراری شده

خداییش خسته شدم از این همه تکرار

چطوری میشه از این حالت خارج شد؟

ممنون میشم جواب بدین 

چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تاج بندگی

سلام چه فرقی میکنه که عضو شبکه های اجتماعی باشم یا نباشم

Sepideh

اگه راهی پیدا کردین حتما ما رو هم باخبر کنین .اما پیشنهاد میکنم با خانمتون برین یه سفر حسابی تا حال و هوای هردوتون عوض شه .

گل

کا تو که زن و بچه داری چرا زندگیت یکنواخت باشه؟ هربار که یکیش فریاد بکشه توی گوش ات، زندگی ات از یه نواختی درمیاد! برو خدا رو شکر کن و سعی کن وقتت رو با خانواده ت بگذرونی. بعدشم اگه خواستی یه تنوعی ایجاد کنی، می تونی یه کتاب جدید بخونی، یه مهارت جدید یاد بگیری، یه ساز جدید رو امتحان کن، برو کلاس خوشنویسی، نقاشی بکش، برو کلاس تیراندازی. شروع کن یه رمان رو پیش نویس کن برای چاپ...برو یه ورزش جدید یاد بگیر، یه زبون جدید رو، برو یه لیست از بهترین فیلمای جایزه گرفته رو دربیار و پیداشون کن و شبی یکیشو با خانومت ببین، برو کنار کارون صفا کن و عکاسی کن کا! هنوزم می تونم هزارتا فعالیت دیگه بنویسم...فکرشو که بکنی هزاران کار دیگه هست...تازه از خیلی هاش پول هم درمیاد...

خورشیدیخی

میدونید تو زندگی هرکسی یه موقع هایی این احساس پیش میاد .همه چیز به خودتون بستگی داره به نیرویی که تفکرتون رو هدایت میکنه. موفق باشید واز این قالب یکنواختی در بیاین اول خدا بعد فقط خودتونید که میتونید به خودتون کمک کنید.[فرشته]

نازبانو

یک سفر کوچولو اگر امکانش هست یا یک گردش دست جمعی با خانواده و بچه حتی شاید کشتی گرفتن با پسراتون بتونه این روزمرگی رو ازتون دور کنه یا اینکه خانوادگی برید سینما یا اصلا یک روز تعطیل آشژزی برای ناهار رو شما به عهده بگیرید واقعا احساس متفاوتی بهتون دست میده

یهدا

به سختی.[پلک]

nazi

سلام ازوبلاگ نخل جنوب به اینجااومدم.جای قدردانی داره این کارهم شهریت.انسانهاتنوع طلب هستند.هرتنوعی میتونه شادی آورباشه البته مثبت.وقتی آدم خودش بخوادتغییرکنه وبه زندگیش جون بده نصف راه رورفته...اول بافکرشروع کن وقتی کارت تموم میشه سعی کن به خانواده ات فکرکنی وسریعابه نیمکره احساس مغزت برو.سعی کن چیزهای تکراری روحذف کنی ،حتی عوض کردن رنگ خونه هم خودش یه تغییر.ازکسی ناراحت نباش وکینه به دل نگیر.بایدبرم اگه سوالی داشتی بپرس امیدوارم به نتیجه برسی...

الناز

منم مدتیه این حس نفرت انگیز رو دارم...همه چی برام تکراری شده.

نقطه سر خط .

منم همين سوال رو از استاد دانشگاه پرسيدم فقط بهم گفت هدف هات رو تغيير بده اما من نفهميدم منظورش چي بود ؟ هر چي هم گفتم راهنمايي گفت خودت مي فهمي !