فاش

من که کلی حال کردم با این جواب.................
دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته; لبه چادرش روی زمین کشیده میشد

پسر یه چشم...ک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت: بچه ها به شریفی بسپریم لازم نیس امروز کلاس رو جارو بزنه (خنده کلاس)…
دختر خیلی جدی و آروم برگشت و رو به پسر گفت:
پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟

همون صداها این بار بلندتر خندیدن!!


/ 0 نظر / 13 بازدید