سلسه مطالب من 10

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
 دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
 و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم…فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..

دکتر علی شریعتی

/ 4 نظر / 14 بازدید
nilo93

خوبه ... همون تنهایی رفتنو می گم خوبه شما لطف دارید به نوشته های من [گل]

محمد

سلام دوست عزیز ببخشید حواسم نبود لینکت نکرده بودم دوتا وبلاگتو لینک میکنم بازم عذر میخوام

sepideh

خیلی زیبا بود و پرمعنا[لبخند]